تبليغاتX
امنیت شبکه و اطلاعات

امنیت شبکه و اطلاعات

این وبلاگ روزنوشت های فردی است که در زمینه امنیت شبکه و اطلاعات کار می کند.

درد مشترک

جال که با نوشتن این سطور وقت می گذرانم در انتظار پرواز برگشت به منزل از یک ماموریت کاری هستم. به این بهانه موضوعی که مدت هاست ذهنم را به خود مشغول کرده با شما در میان می گذارم:

این موضوع تقریبا درد مشترک بسیاری از سازمان ها، ادارات، شرکت ها و کارخانجات صنعتی کشور است که اتفاقا پیش از دیگران کامپیوتر و شبکه های کامپیوتری به آنها راه یافته و صاحب تکنولوژی شده اند!

این درد مشترک چیزی نیست جز رشد بی حساب و کتاب شبکه و تجهیزات آن و تبدیل شدن شبکه این موسسات به محیطی پیچیده تر از اسپاگتی که هیچ کس جز خودشان از آن سر در نمی آورد. مشکل هم از آنجا شروع می شود که اینگونه سازمانها در ابتدا شبکه کوچکی داشته اند با تکنولوژی اولیه، اما گسترش ناگهانی شبکه، تغییرات سریع تکنولوژی، بروز نیازهای جدید و تغییرات بدون طرح و برنامه مشخص موجب بروز این چنین پدیده هایی شده.

این چنین شبکه ای دارای مدیریت بسیار سخت و پیچیده، امنیت بسیار پایین و توانایی تغییر بسیار کم است. بسته به نوع و بودجه سازمان ها ممکن است از نظر تجهیزات مشکلی نداشته باشند ولی از نظر ساختاری دچار مشکلات بسیاری هستند. معمولا دارای شبکه هایی اصطلاحا فلت هستند که مسایل مدیریتی و امنیتی شبکه در آنها رعایت نمی شود و مدیران شبکه هم برای اینکه معمولا تا مجبور نشوند تغییری انجام نداده و تجهیزی به شبکه اضافه نمی کنند و وقتی هم اضافه می کنند سعی می کنند ساختار فعلی را تغییر نداده و بجای کار اصولی سعی می کنند فقط دستگاه را برای شبکه خود تنظیم کرده و نصب کنند!

درچنین شبکه هایی براحتی می توانید موارد بسیاری از مسیریابی های غلط و غیر بهینه، دسترسی های غیر مجاز و کندی شبکه را مشاهده کرد. تغییر ساختار اینگونه شبکه ها هم بسیار هزینه بر بوده و اغلب سازمان ها از عهده تامین هزینه های آن برنمی آیند.

برای گرفتار نشدن به چنین مشکلاتی نکات زیر را رعایت کنید:

از تغییر نترسید اما برای اعمال تغییرات در شبکه فقط به حال فکر نکنید و اندک توجهی هم به آینده داشته باشید.

با خرید تجهیزات جدید سعی کنید آنها را طبق استانداردها و تجارب موفق پیشنهادی به شبکه خود اضافه کنید و نه فقط برای اینکه کاری کرده باشید.

قبل از هر تغییر به مسایل کلیدی چون امنیت، کیفیت خدمات، مسیریابی، و ... فکر کنید.

سعی کنید قبل از اجرای هرکار برنامه و طرح دقیقی برای آن داشته باشید. 

قبل از گسترش شبکه اضاقه کردن بخش های جدید به آن به فکر کنترل و سطح دسترسی مهمانان جدید شبکه خود باشید.


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 20:34  توسط securityman  | 

فوتبال در سینما

جای همه دوستان خالی دو روز پیش از فرصت پیش آمده برای دیدن بازی های جام جهانی از سینما استفاده کردیم و به همراه همسری به دیدار بازی آلمان-آرژانتین در پردیس سینمایی ملت شتافتیم! در جای خودش تجربه ای متفاوت و البته لذت بخش بود. امکان حضور خانم ها در این مراسم فرصتی بود تا خانواده های محروم از ورزشگاه ها فرصت را غنیمت بشمارند و از این روزنه کوچک بیشترین استفاده را ببرند. گرچه  عدم رعایت شماره صندلی از سوی برخی تماشاچیان، حضور عکاس خبری و فلش های بی محلش، حضور بیش از ظرفیت دوستداران فوتبال در سینما و کیفیت پایین پروژکتور سینما تا اواسط بازی این فرصت را با حاشیه هایی همراه کرده بود امابا توجه به اولین تجربه این چنین حرکتی می شد نمره قبولی به آن داد. دیدن طرفداران تیمها با لباس و پرچم تیم محبوب، رنگ آمیزی چهره به رنگ پرچم تیم ها استفاده از شعار های پاستوریزه! وکری خواندن طرفداران برای همدیگر حال و هوای ورزشگاه ها را به سینما آورده بود! 

از اینها که بگذریم خیلی خوش گذشت! به نظر من چنین اجتماعاتی برای سلامت روان مفید هستند! چون باعث تخلیه هیجانات درونی خفته و در نتیجه سلامت روان می شوند!
بزرگترین خاصیت این جام با وجود حذف تک تک تیم های محبوب برای من این بود که همسری بنده که خودش را یک ضد فوتبال بزرگ می دانست! و در مذمت فوتبال سخنها می راند و من را به لمپنیسم متهم می کرد حسابی اهل فوتبال شده و از من هم بیشتر به مسابقات اهمیت می دهد!! البته در این مسابقه به مقدار متنابهی حال بنده گرفته شد چون تمامی تحلیل های فوتبالی من نقش بر آب شد و  آلمان آرژانتین را له کرد و من طرفدار آرژانتین بودم و آن طرفدار آلمان!! )):

بعد از یازی کلی به این فکر کردیم که چه ملت بیچاره ای هستیم ما! واقعا جایی برای جمع شدن و خالی کردن هیجانات و به اشتراک گذاری احساسات نداریم و چرا باید چنین فرصت هایی در فواصل زمانی زیاد و برای قشر های محدودی از جامعه بوجود بیاید؟!
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم تیر 1389ساعت 19:26  توسط securityman  | 

داستان جالبی از یک بازجو و یک زندانی

داستان یک بازجو و زندانی

لطفا این نوشته را تا انتها و بدون نگاه به انتهای آن از بالا به پایین بخوانید.

من می خواهم در این نوشته به یکی از زندانی های خوب خودمان بپردازم . گفتگوی وی با شخص بازجو بسیار شنیدنی و خواندنی است . من همه تاریخ را به تماشای این بازجویی فرا می خوانم . از همه پدیده های پرشتاب هستی تمنا می کنم بقدر زمان مطالعه این چند خط ، و اندیشه ای که پس از مطالعه آن وقت می برد ، موقتا دست از تلاش حتمی خود بدارند و هستی را از فروپاشی باز دارند :

زندانی: - سلام

بازجو: - بگیر بنشین ! ما اینجا سلام و علیک و از اینجور خرمقدس بازی ها نداریم .

- سلام که حرف نامربوطی نیست دوست من . همه ملتها سلام دارند شما تلفن را که برمی دارید می گویید : الو . این الو ، اشاره به شعله آتش نیست . همان سلام خود ماست که به انگلیسی می شود هلو.

- من هیچ وقت نگفته ام هلو، همیشه گفته ام الو .

- بهرحال شما با برداشتن تلفن ، اول کاری که می کنید به طرف مقابلتان ، هرکه هست ، سلام می گویید ..

- به ما گفته اند با زندانی سلام و علیک نکنید .

- این شاید بخاطر این است که سلام و علیک بین دو نفر عاطفه برقرار می کند .

- ظاهرا اینجا قرار است من سئوال کنم و تو جواب بدهی . انفرادی چطور بود ؟

- سخت و تنگ و ساکت و درد ناک .

- تو دهنت می گویی انفرادی . هتل که نیست اینجا .

- یک حداقل هایی را باید مراعات کرد ..

- سه وعده غذا به تو داده اند یا نه ؟

- بله ، اگر این سه وعده را هم نمی دادند که من الان خدمت شما نبودم تا به پرسش های ناب شما پاسخ دهم .

- با من لفظ قلم صحبت نکن . پرسیدم انفرادی خوش گذشت ؟

- به خوشی شما ، من یک کتاب خواستم ندادند . یک قرآن ، یک نهج البلاغه حالا تلفن زدن به خانواده و ملاقات با آنان بماند .

- جوری حق بجانب صحبت می کنی که ما اینجا نوکر تو هستیم و تو ارباب مایی . همین که اعدامت نکرده ایم باید ممنون ما باشی .

- چرا من باید اعدام شوم ؟ مگر من چه کرده ام ؟

- تو برعلیه امنیت ملی فعالیت کرده ای .

- چه کرده ام ؟

- سخنرانی کرده ای . نه یکبار صد بار . در تجمعات غیرقانونی شرکت کرده ای و سخنرانی کرده ای .

- من در این سخنرانی ها چه گفته ام ؟

- اتفاقا می خواهم درباره همینها با هم صحبت کنیم . تو روز دوشنبه در جمع دویست نفر کاسب و دانشجو، یک ساعت تمام صحبت کرده ای .

- بله ، کاملا درست است .. صحبت های خوبی هم بود . بعضی صحبت ها هدر دادن وقت خود و مخاطب است اما آن صحبت دوشنبه من خوب بود .

- تو در این یک ساعت صحبت ، یکجا گفته ای : " فضای مه آلود کشور" ، این عبارت ، می دانی کنایه به چیست؟ تو فکر می کنی با یک مشت خر طرفی که یک عبارت را لای یک سخنرانی یک ساعته مخفی کنی و ما نفهمیم ؟

- شما اگر بازجو نبودی و از دستگاه امنیتی کشور حقوق نمی گرفتی ، به من حق می دادی که حتی بیش از این نیز بگویم . اگر فضای سیاسی کشور مه آلود نبود ، من و شما می توانستیم بیرون از اینجا ، در باره مشترکات ملی و میهنی مان صحبت کنیم . نه در باره چند کلمه از یک سخنرانی یک ساعته .

- تو روز سه شنبه در سفر به شیراز و در سخنرانی مسجد دانشگاه به سیم آخر زده ای و گفته ای : این چه مملکتی است که نظامیان برمقدرات ما حاکمند . استاندار نظامی ، فرماندار نظامی ، فلان شرکت نظامی ، فلان معامله اقتصادی نظامی . و گفته ای : پس مردم چه می شوند ؟ سهم این مردم از نفت و جنگل و دریا کجاست ؟ چرا نظامیان کشور فکری برای این همه قاچاق نمی کنند ؟ چرا اعتیاد را ریشه کن نمی کنند ؟ وظیفه نظامیان مگر همین نیست که امنیت روانی جامعه را از جهات گوناگون تامین کنند ؟

جواب همه این ها می دانی چیست ؟

- می دانم .

- می دانی ؟ بگو ببینم اگر می دانی .

- جواب همه پرسش های من این است : به تو چه !

- خوب از همه چیز سردر می آوری !

- من از چیزهای دیگر هم سردرمی آورم .

- چهارشنبه یک نوشته را به دست یک دانشجو داده ای که ببرد آن را بین دانشجوهای دانشگاه توزیع کند .. در این نوشته به شخص اول مملکت و اختیارات بیش از اندازه او اعتراض کرده ای . می دانی این مطلب می تواند سرت را به باد بدهد ؟

- دوست بازجوی من ، خود شما بیا و بقول قدیمی ها کلاهت را قاضی کن . یک نفر ، هرچه باشد یک نفر است . با محدودیتی از توانمندیها . اگر شخص اول مملکت ، بخشی از این اختیارات را به قانون و نمایندگان مردم واگذار کند ، آن امور بهتر اداره نمی شوند ؟

- جوابت را خودت می دانی !

- بله ، به من چه ؟

- در یک جلسه خانوادگی گفته ای مردم باید بتوانند طبق قانون راهپیمایی مسالمت آمیز داشته باشند و نسبت به چیزی که متفقند اعتراض کنند ..

- بله ، این یک حق قانونی است .

- به تو چه ؟ مگر تو وکیل و وصی مردمی ؟ مردم مگر به تو نمایندگی داده اند که حق آنها را از قانون بگیری ؟ مردم یک مشت عوام هیچ نفهمند که از نان شبشان خلاص نشده اند باید بفکر نان صبحشان باشند . یک نگاهی به خودت بیانداز . همه الان سرشان به کار خودشان است و دارند بار خودشان را به منزل می برند . یکی از آن مردمی که تو دلت برای حقوق آنها می سوزد ، یک جعبه بیسکوییت آوردند بگویند این را بدهید به فلانی ؟ الان پیش زن و بچه هایشان نشسته اند و با دارو ندار خود دارند کیف دنیا را می کنند . نه از تو سراغی می گیرند نه کاری به حرفهای تو دارند . حرف نمی زنند اما می شود از بی تفاوتی شان این را فهمید که : سیاست کیلویی چند ؟ آزادی کیلویی چند؟ حقوق فردی و اجتماعی کیلویی چند ؟ همه رفته اند سرکارشان و نیم نگاهی هم به تو و زن و بچه ات نمی اندازند . تو اشتباه کردی رفتی سراغ اینجور قضایا !

- بله ، اشتباه از من بود !

- پس قبول کردی که اشتباه کردی . بیا اینجا را امضا کن و به کارهای خلاف خودت اعتراف کن .

- من چیزی را امضا نمی کنم . اشتباه من در این نبود که چرا حرف از آزادی و حق مردم زدم . اشتباه من این بود که روی انسان بودن مسئولین کشورم زیادی حساب باز کردم . فکر می کردم اگر مسئولین کشورم با من مثلا به عنوان استاد دانشگاه و منبری و دانشجو مشکل دارند ، حداقل به خانواده ام جفا نمی کنند . شما مرا از کار بیکار کرده اید ، لابد دلایل خدا پسندانه ای هم دراختیار دارید . اما دوست من ، اگر به زعم شما من مقصرم ، خانواده من چه گناهی کرده اند که سرپرستشان مدتها در زندان باشد و نانی برسفره نداشته باشند ؟

- این دیگر به خود تو مربوط است . هر که خربزه می خورد باید پای لرزش هم بنشیند . همان مردمی که نگران کمبود آزادی شان هستی بروند مشکل نان سفره زن و بچه ات را حل کنند . حکومتی که با تو و امثال تو مشکل دارد و سربه تن تو نمی خواهد ، حالا برود خرج زن وبچه ات را هم بدهد ؟

- اگر این حکومت حرف از خدا نمی زد و شخص اولش نمی گفت که من کمر بسته بزرگان دینم ، ما می پذیرفتیم که در یک کشور کافریم و حسابمان با خودمان و خدای خودمان است . اما آوازه انصاف و تاریخ و قدمت شکوه این دستگاه ، کم مانده گوش فلک را کرکند .

- ببین بنده خدا ، بگذار حرف آخرم را همین اول به تو بگویم : این دستگاه موی دماغ نمی خواهد . دوست ندارد آدمای یک لاقبایی مثل تو چوب لای چرخش بگذارند .. اگر می خورد به تو چه ؟ اگر می برد به تو چه ؟ مثلا اینجا را نگاه کن ، رفته ای در اجتماع زنان شرکت کرده ای و گفته ای در این مملکت هزار فامیل همه فرصت های اقتصادی و اجتماعی را بالا کشیده اند . به تو چه ؟ اگر همین هزار فامیل ، تو را می کشیدند داخل خودشان و تو را هم به نوایی می رساندند ، باز اعتراض می کردی ؟ شما سیاسیون ، اعتراض می کنید ، بله ، اما نه بخاطر مردم ، بخاطر این که در این گردونه ، شما را به بازی نگرفته اند .. مردم بهانه اند .

- شما فرض کنید ما به نام مردم و به کام خودمان اعتراض می کنیم ... عزیزم ، نفس هزار فامیل فساد می آورد . یک وزیر را می بینید نشسته برسر یک وزارتخانه و همه بستگان و آشنایانش را در اطراف خودش آرایش داده . دوست من ، امروز ما ممکن است سپری شود اما فرزندان ما وشما ما را نخواهند بخشید . ما از گلوی تک تک بچه های بدنیا نیامده خود می بریم و می ریزیم به جیب خودمان . این یعنی ظلم . یعنی بلایی که در کمین ماست .

- خوب ، بگذریم . برای امروز کافی است . من یک سئوال شخصی از تو دارم . نظرت راجع به این رژیم و آینده آن چیست ؟

- دوست دارید حقیقت را بگویم یا می خواهید پرونده ام را قطور کنید ؟

- نه ، این را برای آگاهی خودم پرسیدم . این پرونده تو ، این هم قلم . می بندم و می گذارم کنار . من الان دیگر باز جو نیستم . یک انسانم . فرض کن من نشسته ام داخل یکی از همان مجالس سخنرانی و تو داری سخنرانی می کنی . آینده این رژیم را چگونه می بینی ؟ با این همه توپ و تانک و نظامیان کارکشته و فداییانی که دارد ؟

- من و شما مسلمانیم . من در پاسخ به سئوال شما به سنت های حتمی و لایتغیر الهی اشاره می کنم . بزرگان این کشور، اگر هرچه زود تر به آغوش مردم برنگردند و در کنار مردم قرار نگیرند و حق مردم را از آزادی های اجتماعی و سیاسی گرفته تا سایر حوزه ها ، برسمیت نشناسند ، دیریا زود فرو خواهند پاشید . این فرو پاشی حتمی است دوست من . من صدای شکستن استخوانهای این رژیم را می شنوم . ظلم پایدار نمی ماند . و تو ، دوست بازجوی من ، در پرونده من ، این پیشگویی حتمی را متذکر شو . بنویس : سیدعلی خامنه ای ، طلبه ای بی نشان در مشهد ، در یک چنین روزی ، در زندان ساواک ، درسال یکهزار سیصد و پنجاه و چهارهجری شمسی ، رسما به فروپاشی این رژیم انگشت نهاد و گفت : اگر این رژیم همچنان از حق عدول کند ، و حق مردم را نادیده بگیرد ، و به ظلم خود ادامه دهد ، لاجرم فرو خواهد ریخت و چه بسا نامی از او نیز در تاریخ نماند . مثل بسیاری از حکومت ها که به سنت های حتمی خدا پشت کردند و گردونه تاریخ آنان را زیر چرخهای خود له کرد و هیچ از آنان بجای ننهاد

برگرفته از کتاب خاطرات سید علی خامنه

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام خرداد 1389ساعت 10:17  توسط securityman  | 

مدیر دو شغله

چند وقت پیش خدمت مدیر فناوری اطلاعات یکی از شرکت های مطرح کشور بودم. انسان بسیار شوخ طبع ، صادق و نکته بینی بودند. وقتی بحث مدیریت و کارایی شد یکهو نگاهی به ما انداخت و گفت شما کامپیوتری ها به درد مدیریت نمی خورید و این کار را بلد نیستید! گفتیم مهندس جان مگر شما خودت کامپیوتری نیستی؟ گفت: نه من حسابدارم!

بعد شروع کرد به تعریف اینکه چطور  ایشون از مدیریت مالی به مدیریت فناوری اطلاعات منتقل شدند:

من از اول علاقه خاصی به کامپیوتر داشتم و 10 - 12 سال پیش وقتی که مدیر مالی بودم با اینکه همه کار های حسابداری ما دستی انجام می شد تمام کارمندان بخش کامپیوتر داشتند و برای خودم یه اتاق سرورکی در بخش مالی درست کرده بودم! کلی ظاهر قضیه را درست کرده بودیم و هرکس به بخش ما وارد می شد از تکنولوژی  بالای بخش به وجد می آمد گرچه پشت صحنه هیچی نبود!!

بعد از مدتی به من پیشنهاد مدیریت فناوری اطلاعات سازمان را دادند که پس از کش و قوس های زیاد قبول کردم اما مدیریت مالی را هم هنوز تحویل نداده بودم و همزمان دو پست مدیریتی داشتم. اولین کارم این بود که از قواعد مدیریتی مملکتی تخطی نکرده و نیروهای خود را بصورت اتوبوسی وارد این بخش کردم! آقایان مهندس ...و .....و .... و خانم مهندس .... از افراد من بودند که از مالی با من به این بخش آمده اند.

آن دوران خیلی هم برای خودم جالب بود چون کلی با خودم نامه نگاری می کردم! مثلا صبح به عنوان مدیر فناوری اطلاعات تقاضای خرید تجهیزات را به مدیر مالی می دادم و بعد از ظهر به عنوان مدیر مالی تقاضای مدیر فناوری اطلاعات را تایید می کردم.

گفتم: حتما در آن زمان خیلی خوش بحال مدیر فناوری اطلاعات بوده چون با مدیر مالی رابطه داشته و همه تقاضا ها تایید می شده و مشکل بودجه نداشته اید!!

گفت نه اتفاقا!! خیلی وقت ها تصمیمات به عنوان مدیر انفورماتیک منطقی و درست بوده اما از منظر مدیر مالی توجیهی نداشته و رد می شده!!

گفتم واقعا!!

گفت: بله! مدارکش هم موجوده! مثلا صبح نوشته ام

مدیر محترم مالی 

با سلام

احتراما پیرو پیشنهاد کارشناسان فناوری اطلاعات این واحد می بایست اقدام به اجرای پروژه ... با هزینه .... نماید.


و عصر هم زیر همان نامه به عنوان مدیر مالی می نوشتم:

مدیر محترم فناوری اطلاعات

با سلام

احتراما گرچه موضوع مطروحه از نظر فنی قابل توجیه است اما از نظر مالی توجیهی برای سازمان نداشته و لذا با آن موافقت نمی گردد!!


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 14:23  توسط securityman  | 

هرگزنخواب کورش شعری زیبا از استاد سیمین بهبهانی


دارا جهان ندارد، 
سارا زبان ندارد 

بابا ستاره ای در 

!هفت آسمان ندارد
 
کارون ز چشمه خشکید، 
البرز لب فرو بست

حتا دل دماوند، 

آتش فشان ندارد 


 
 
دیو سیاه دربند،

آسان رهید و بگریخت  
رستم در این هیاهو،

گرز گران ندارد

 
روز وداع خورشید،

زاینده رود خشکید  
زیرا دل سپاهان، 
نقش جهان ندارد

 
بر نام پارس دریا،

نامی دگر نهادند   
گویی که آرش ما، 
تیر و کمان ندارد

 
دریای مازنی ها،

بر کام دیگران شد  

  نادر ز خاک برخیز،


میهن جوان ندارد 


 
 
دارا ! کجای کاری،

دزدان سرزمینت  
بر بیستون نویسند، 
دارا جهان ندارد

 
آییم به دادخواهی،

فریادمان بلند است  

اما چه سود،

اینجا نوشیروان ندارد 
 
سرخ و سپید و سبز است 
این بیرق کیانی  
اما صد آه و افسوس، 
شیر ژیان ندارد 

 
 
کوآن حکیم توسی، 

شهنامه ای سراید   

شاید که شاعر ما 

دیگر بیان ندارد 

 
هرگز نخواب کوروش، 

ای مهرآریایی   

بی نام تو،وطن نیز 

 

 نام و نشان ندارد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389ساعت 14:21  توسط securityman  | 

انتخاب یک آنتی ویروس تحت شبکه خوب

خوشبختانه در یکی دو سال اخیر فرهنگ استفاده از آنتی ویروس بصورت کاملا شرافتمندانه (خرید لایسنس) جا افتاده و سازمان ها و شرکت های دولتی، نیمه دولتی و خصوصی بودجه لازم برای خرید و تمدید لایسنس آنتی ویروس را در بودجه سالانه خود لحاظ می کنند.

از آنجا که تا حالا با بیش از 100 مدیر و کارشناس شبکه در مورد مسایل امنیتی منجمله خرید آنتی ویروس بحث و مشورت داشته ام به جرات می توانم بگویم که تمامی این مدیران و کارشناسان دغدغه خرید بهترین آنتی ویروس را دارند و بسیاری از آنها زمان زیادی صرف انتخاب آنتی ویروس مورد نظر می کنند. البته اغلب آنها که آنتی ویروس خریده اند اعتقاد دارند که بهترین آنتی ویروس را تهیه کرده اند. در این پست سعی می کنم تجربه خود در زمینه انتخاب آنتی ویروس و نحوه مقایسه آنها با یکدیگر و  خرید یک آنتی ویروس مطلوب را با شما درمیان بگذارم

توجه داشته باشید مطالبی که به آنها اشاره خواهد شد نظرات شخصی من بوده و هیچ ارزش دیگری ندارد!

موسسات بسیاری وجود دارند که آنتی ویروس ها را از جنبه های گوناگون مورد بررسی قرار داده و نتایج بررسی های خود را بصورت گزارش های منظم ارائه می دهند. توجه داشته باشید که برخی از این موسسات  جنبه تجاری داشته و با توافقات پشت پرده گزارشات را به نفع یک محصول خاص ارائه می دهند. شما به عنوان یک مدیر شبکه پس از مواجهه با نمودار های مقایسه ای از صحت و اعتبار موسسه ارائه دهنده نمودارها اطمینان حاصل نمایید.

اولین گام در خرید محصول آن است که بدانید به دنبال چه هستید! قبل از هرکار ابتدا انتظارات خود از آنتی ویروسی که قرار است تهیه و نصب نمایید را روی کاغذ بیاورید. سپس امکانات و مشخصات مورد نظر را اولویت بندی نمایید. این کار به شما کمک می کند هنگام تحقیق در مورد محصولات مختلف به حاشیه نروید و فرایند انتخاب محصول شما کوتاه تر شود.

همیشه به خاطر داشته باشید هر شرکت سازنده سعی بر آن دارد با نمایش جداول و نمودار های مقایسه ای، محصول و برند خود را به عنوان برند برتر معرفی کرده و شما را راضی به خرید آن کند. پس یکی از نکات مهم در انتخاب محصول این است که در دام نمودارهای ارائه شده از طرف  فروشندگان محصول نیفتید و یکطرفه به قاضی نروید! (هرچند که معمولا اطلاعات نادرستی به شما ارئه نمی دهند) سه نکته در این مورد وجود دارد: 1- مطمئن شوید مقایسه هایی که به شما نمایش داده می شود از طرف یک موسسه معتبر باشد. 2- این نمودار کدام ویژگی از آنتی ویروس ها را در چه تاریخی با یکدیگر مقایسه کرده است. 3- فارغ از شکل ظاهری نمودار ها به دقت اختلاف عملکرد محصول با دیگر رقبا مورد بررسی قرار دهید (در بسیاری از موارد فروشندگان با دستکاری مقیاس نتایج بررسی ها اختلافات اندک را از منظر بصری بسیار بالا نشان میدهند).

برخی از فاکتورهای مهم در مقایسه آنتی ویروس ها را می توانید در زیر ملاحظه نمایید:

نرخ شناسایی بدافزارها (ویروس، کرم، تروجان و...): موسسات بررسی کننده معمولا از یک بانک اطلاعاتی شامل انواع بدافزارها بهره می برند و با استفاده از آن توانایی آنتی ویروس ها در شناسایی بدافزارها را سنجش می کنند.

 سرعت پیمایش(Scan): در این آزمون سرعت آنتی ویروس ها در پیمایش بانک اطلاعاتی مورد نظر محاسبه می گردد.

 نرخ تشخیص های اشتباه(False positives): مربوط به نرخ تشخیص فایل هایی است که شامل هیچ بدافزاری نیستند و توسط آنتی ویروس به اشتباه بدافزار تشخیص داده می شوند. بالا بودن این نرخ نشاندهنده پایید بودن دقت آنتی ویروس می باشد.

 میزان بهره گیری از منابع سیستم: دراین آزمون بررسی می شود هر آنتی ویروس به چه میزان از CPU, RAM,… سیستم جهت انجام پیمایش بهره می گیرد.

 نرخ محافظت پیشگیرانه (Proactive Protection): امکان Proactive Protection چند سالی است که به آنتی ویروس های مطرح افزوده شده و برمبنای شناسایی و مقابله هوشمندانه بدافزارها بر اساس چگونگی رفتار آنها عمل می کند. این امکان برای جلوگیری از فعالیت بدافزارهای ناشناخته بکار می رود و مستقل از بروز بودن یا نبودن آنتی ویروس عمل می کند.

عوامل دیگری که می توانند در انتخاب شما موثر باشند ولی در بررسی ها کمتر به آنها توجه می شود عبارتند از:

·         فواصل زمانی بروز رسانی

·         امکانات بیشتری نظیر امکان کنترل سخت افزارها و نرم افزارها

·         امکانات گزارشگیری آنتی ویروس

·         چگونگی نصب نرم افزار روی کامپیوتر ها (برخی آنتی ویروس امکان نصب از راه دور را دارند)

·         ساده بودن مدیریت نرم افزار

·         پشتیبانی خوب و وجود مستندات آموزشی کافی

·         سابقه شرکت تولید کننده در بررسی های چند سال اخیر

·         شرکت های دیگر استفاده کنندگان از نرم افزار

·         کنترل درست کنسول مرکزی بر سیستم ها و اعمال درست سیاست ها

·         بررسی عملکرد آنتی ویروس درمحیط های مشابه با شبکه شما

·         سرعت عمل در مقابله با ویروس های جدید

همانطور که گفته شد شما می بایست با توجه به شناختی که از وضع شبکه و کامپیوترهای موجود خود دارید فاکتور های ذکر شده را اولویت بندی کرده و محصول مورد نظر خود را انتخاب نمایید.

فراموش نکنید مهم ترین چیز داشتن آنتی ویروسی است که مرتب و سریع بروز شود و شما با آن راحت باشید! در ضمن اگر شبکه بزرگی دارید بهتر است از دو آنتی ویروس متفاوت استفاده کنید تا ویروس هایی که هریک قادر به شناسایی آنها نیستند را پوشش دهند.

یکی از وب سایتهایی که به بررسی نسبتا دقیق و بی طرفانه آنتی ویروس ها می پردازد وب سایت www.av-comparatives.org می باشد که درطول سال آزمایش های مختلفی روی آنتی ویروس های گوناگون انجام داده و نتایج آن را در وب سایت خود اعلام می کند.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اردیبهشت 1389ساعت 8:56  توسط securityman  | 

ورودیه

سلام، تجربه وبلاگ نویسی را مدت ها است که شروع کرده ام، اما مثل دیگر فعالیت ها بصورت جدی و مستمر به آن نپرداخته ام. تا حالا چند وبلاگ داشتم که هر وبلاگ هم مضمون خاصی داشت و هرکدام به دلایلی نیمه کاره ماند. خیلی دوست داشتم که یک وبلاگ در زمینه کاری خودم داشته باشم و مطالبی در زمینه تخصصی خودم بنویسم. سعی می کنم که وارد حاشیه نشوم و مسایل غیر تخصصی ننویسم اما مطمئن نیستم و می دانم معمولا ذهن بازیگوش من پای نوشته های غیر کاری را به اینجا باز خواهد کرد. در هر صورت قصد من از ایجاد این وبلاگ نوشتن روزمرگی های کاری فردی است که در زمینه امنیت شبکه و اطلاعات کار می کند. امیدوارم که وبلاگ خوبی از آب در بیاید. فکر می کنم اینجا می تواند محل مناسبی برای بحث های امنیت شبکه و اطلاعات هم باشد.


+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم فروردین 1389ساعت 12:2  توسط securityman  |